على محمدى
374
شرح اصول استنباط ( فارسى )
افتراء بسته . 3 - حديث قدسى : ذات حق فرموده : به من ايمان نياورده آنكس كه كلام مرا به رأى خويش تفسير كند . 4 - رواياتى كه از امام باقر و صادق ( ع ) در رابطه با منع و نهى ابى حنيفه و ديگران از تفسير به رأى و فتوا به قرآن با آراء و سلائق شخصى وارد شده و مرحوم محدث عاملى در وسائل الشيعه « 1 » آنها را به تفصيل نقل فرموده است . جواب ما : اصوليين از اين اخبار سه جواب دادهاند : جواب اوّل : اگر ما رواياتى چند مبنى بر نهى از تفسير به رأى و بقول اخبارى اخذ به ظواهر قرآن و عمل به آن داريم متقابلا روايات بيشترى داريم مبنى بر جواز تمسك به قرآن و ارجاع اهلبيت ( ع ) پيروان خودشان را به قرآن ( در استدلال اصوليين به پارهاى از اين احاديث اشاره خواهد شد ) و اين دو دسته با يكديگر تعارض مىكنند آنگاه يا اين روايات جواز تمسك چون اكثر هستند ترجيح داده مىشود و يا تعارضا و تساقطا و يرجع الى القواعد الأخر كه قاعده جواز تمسك به ظواهر است . جواب دوّم : اين روايات ظهور دارند در نهى از استقلال به رأى در تفسير قرآن يعنى اينكه كسى بدون مراجعه به روايات اهلبيت و فحص در آنها ابتدا به ساكن به قرآن مراجعه كند و براساس يك سلسله مقدمات ظنيه و قياس و استحسان و اجتهاد به رأى بخواهد قرآن را تفسير كند ( آنگونه كه اصل سنّت و پيروان ابو حنيفه و . . . دارند ) آن هم نسبت به كل قرآن ( چون مفرد محلى بالف و لام يا مفرد مضاف در اين احاديث كه در مقام بيان هستند ظهور در عموم دارد كما مرّ در مباحث عام و خاص ) يعنى اينكه انسان قرآن را باز كند و از اوّل تا آخر آن را طبق رأى و سليقهء
--> ( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 18 .